روزنامه جام جم گزارش داد: در اوایل آبان امسال، زنی به اداره دهم پلیس آگاهی تهران مراجعه کرد و شکایت کرد که مرگ پسر جوانش مشکوک است و احتمال میدهد عروسش در قتل او دست داشته باشد.
این زن در شرح ماجرا گفت: «دو سال پیش پسرم و عروسم با هم آشنا شدند و ازدواج کردند. بهمن ماه سال گذشته، عروسم با من و سایر اعضای خانواده تماس گرفت و گفت پسرم در خانه حالش بد شده و در بیمارستان بستری است. ما خودمان را سریع به بیمارستان رساندیم، اما پسرم به دلیل وخامت حال فوت کرد. پزشکان گفتند که مرگ او بر اثر مسمومیت با قرص برنج بوده است.»
پسرم همیشه شاداب و سرحال بود، اما عروسم گفت خودکشی کرده است
او ادامه داد: «عروسم میگفت که پسرمان در روزهای آخر دچار افسردگی شده و خودش را کشته است، ولی ما اصلاً نمیتوانستیم باور کنیم چون او همیشه روحیهای شاد و پرانرژی داشت. پس از فوت پسرم، حال و روزمان کاملاً خراب شد. مدتی بعد از طریق دوستان و همکاران پسرم فهمیدیم که پیش از مرگش، او با اعضای خانواده اختلاف و درگیری داشت.»
شاکی افزود: «حتی عروسم در روز فوت پسرم در خانه حضور داشت. همچنین زن جوان قبل و بعد از مرگ پسرم با مردی غریبه دیده شده بود.»
با دستور بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی تهران، این زن و مرد دو روز پیش در خانههایشان در تهران بازداشت شدند.
رابطه داشتم اما در مرگ شوهرم بیگناهم
عروس جوان در توضیح ماجرا گفت: «من و همسرم اختلافاتی داشتیم. تلاش کردم مشکلاتمان را حل کنم، اما هر بار این آشتیها موقتی بود و چند ماه بعد دوباره اختلافات و درگیریها شروع میشد. به همین دلیل در مهمانی دوستان شرکت کردم تا حال بهتری پیدا کنم.»
او افزود: «در یکی از همین مهمانیها با شاهرخ آشنا شدم و ارتباطمان کمکم شکل گرفت. با او درد دل میکردم و رابطه ما ادامه داشت. اما در مرگ شوهرم هیچ نقشی نداشتم و او خودش درگیر مشکلات و بحرانهایی بود که منجر به خودکشیاش شد.»
از طریق این زن فهمیدم شوهرش مرده است، بیگناهم
شاهرخ نیز در تحقیقات اعتراف کرد که با زن جوان آشنا بوده و رابطه دوستی داشته است. او گفت از طریق همین زن فهمیده که شوهرش فوت کرده و در مرگ او هیچ دخالتی نداشته است.
محسن اختیاری، بازپرس شعبه اول دادسرای جنایی تهران، این خبر را تایید کرد و گفت: «با توجه به اظهارات متناقض متهمان، آنها همچنان در بازداشت هستند و تحقیقات برای روشن شدن ابعاد این پرونده ادامه دارد.»
