علی فتحاللهزاده، مدیرعامل پیشین باشگاه استقلال تهران، در گفتوگویی صمیمانه به بیان خاطراتی تلخ از وداع با حسن حبیبی، یکی از اسطورههای اخلاق و نظم فوتبال ایران پرداخت و همچنین درباره وضعیت کنونی تیم استقلال در سه رقابت مهم لیگ برتر، جام حذفی و لیگ قهرمانان آسیا هشدار داد. او همچنین اعترافی احساسی درباره اشکهایی که در فینال باشگاههای آسیا در سال ۱۹۹۹ برای شکست برابر جوبیلو ایواتا ریخته است، مطرح کرد.
به گزارش ایرنا، فتحاللهزاده که سالها مدیریت استقلال را برعهده داشت، فراز و نشیبهای متعددی را با این تیم تجربه کرده است؛ از لحظات قهرمانی تا شکستهای دردناک و وداع با بزرگان فوتبالی که امروز در میان ما نیستند. در این مصاحبه اختصاصی، او از غم از دست دادن یک اسطوره دیگر میگوید، نقدهایش را درباره شرایط فعلی استقلال بیان میکند و ما را به یاد یکی از تلخترین شبهای تاریخ فوتبال ایران میاندازد؛ شبی که او برای شکست استقلال در مقابل جوبیلو ایواتا اشک ریخت.
– این روزها فوتبال ایران در سوگ دو چهره ماندگار، حسن حبیبی و حمید علیدوستی است.
بله، متأسفانه این رسم روزگار است. روزی به دنیا میآییم و روزی هم باید از دنیا برویم. امیدوارم در آن روز همه از ما با خوبی یاد کنند.
– به نظر شما، کدام ویژگی حسن حبیبی او را از سایرین متمایز میکرد؟
او به معنای واقعی کلمه یک اسطوره بود؛ اسطوره اخلاق و نظم. کمتر مربیای را به یاد دارم که بتواند اینقدر زیبا و خاص نظم را در تیم و بین بازیکنان اجرا کند. البته در کنار سختگیریهایش، بخش دیگری از شخصیت او بود که کمتر دیده میشد؛ او انسانی خاکی، بامرام و وفادار بود که واقعاً برای بازیکنانش نقش پدر را ایفا میکرد. اگر امروز ۱۰ بازیکن بااخلاق فوتبال را انتخاب کنید، بدون شک ۸ نفر از آنها شاگرد این مرد بزرگ بودهاند. ما به داشتن چنین افرادی در تاریخ فوتبال کشورمان افتخار میکنیم.
– در کارنامه شما اتفاقات زیادی رخ داده است؛ برخی شادیآور و برخی همراه با اشک و ناراحتی. اما فینال جام باشگاههای آسیا در سال ۱۹۹۹ مقابل جوبیلو ایواتا ژاپن داستانی متفاوت دارد؛ روزی که شما برای نتیجه بازی اشک ریختید. لطفاً درباره آن روز بگویید.
آن روز هرگز از خاطرم نمیرود. فوتبال روی خوب و بد دارد و ما در آن روز بدترین وجه آن را دیدیم. آن همه موقعیت و فرصت یکی پس از دیگری هدر میرفت و توپها به دروازه حریف نمیرسیدند. راستش را بخواهید، نه تنها آن روز گریه کردم، بلکه بارها و بارها با دیدن آن بازی اشک ریختم. استقلال باید آن روز قهرمان میشد.
اگر فیلم آن بازی را به هر علاقهمند به فوتبال نشان دهید، بیشک خواهد گفت که ما باید با اختلافی بیشتر از تعداد انگشتان یک دست پیروز میشدیم. اما در نهایت نتیجه چیز دیگری رقم خورد. به عنوان یک عاشق استقلال، بله، من آن روز و روزهای بعدش هم گریه کردم.
حالا درباره شرایط کنونی استقلال؛ بعضی معتقدند محرومیت از پنجره نقلوانتقالات و اتکا به بازیکنان داخلی یک فرصت اجباری بوده که به تیم کمک کرده است. نظر شما چیست؟
اینکه آن را توفیق اجباری بنامیم، نه؛ بلکه یک توبیخ اجباری بود! بیایید واقعبین باشیم؛ استقلال باید در سه رقابت بزرگ یعنی لیگ برتر، جام حذفی و لیگ قهرمانان آسیا حضور داشته باشد. این کار بسیار دشوار و طاقتفرسا است. بازی در این سه میدان بازیکنان را خسته و در شرایط سختی قرار میدهد که قطعاً مصدومیتهای مکرر را به دنبال خواهد داشت. اگر مدیران باشگاه به فکر تیم و آینده آن بودند و پنجره نقلوانتقالات را باز نگه میداشتند، امروز با چنین شرایط سختی روبرو نبودیم. باور کنید اگر استقلال فقط سه بازیکن همسطح یاسر آسانی در ترکیب داشت، میتوانست قهرمانی آسیا را به فوتبال ایران هدیه کند. این موضوع اصلاً دور از دسترس نیست.
با این حال، سهراب بختیاریزاده با همین شرایط نتایج خوبی گرفته است. عملکرد او را چگونه ارزیابی میکنید؟
من به سهراب افتخار میکنم. او مربی جوان، جسور و کمحاشیهای است که همه تلاشش را برای تیم به کار میگیرد. استقلال این روزها نتیجه میگیرد، ولی باید مراقب روزهای آینده نیز باشیم. فوتبال مسیر حرفهای دارد و همه چیز باید با برنامهریزی و حساب و کتاب پیش برود. منطق فوتبال نشان داده که حرکت در این مسیر نیازمند تدبیر است. با فشار زیاد بازیها، استقلال به زودی با مشکلاتی مواجه خواهد شد. بازیکنان خسته و تحلیل میروند و کار کادر فنی سختتر میشود. امیدوارم مدیران باشگاه قبل از اینکه دیر شود، برای این موضوع فکری کنند.
