وقتی با زنم اختلاف پیدا کردم، او و دخترم را در انباری حبس کردم؛ ماجرایی تکان‌دهنده و واقعی
وقتی با زنم اختلاف پیدا کردم، او و دخترم را در انباری حبس کردم؛ ماجرایی تکان‌دهنده و واقعی



روز یکشنبه ساعت ۲ بامداد، یک زوج میانسال به یکی از کلانتری‌های جنوب تهران مراجعه کردند و ادعا کردند که دخترشان به قتل رسیده است. آنها توضیح دادند که دخترشان دچار اختلافات شدیدی با همسرش شده و از چند روز پیش، پس از یک درگیری، دیگر به تماس‌های تلفنی آنها پاسخ نمی‌دهد.

6495524

پدر این زن گفت: «دخترم چند سال پیش ازدواج کرده و دارای دو فرزند است؛ یک دختر ۳ ساله و یک پسر ۵ ساله. چند روز قبل با من تماس گرفت و در حالی که گریه می‌کرد، گفت با شوهرش درگیر شده است اما ناگهان تماس قطع شد و دیگر جواب نداد. ما که نگران شده بودیم، به شوهرش زنگ زدیم ولی او هم پاسخ نداد. وقتی به جلوی در خانه‌شان رفتیم، شوهرش در را باز نکرد. حدس می‌زدیم اتفاق تلخی برای دخترمان رخ داده که شوهرش چنین رفتاری دارد.»

پس از این ادعا، به دستور بازپرس دادسرای امور جنایی تهران، گروهی از مأموران به خانه این زن اعزام شدند. شوهر زن با دیدن مأموران در را باز کرد اما داخل خانه اثری از زن جوان نبود و معلوم نبود چه اتفاقی افتاده است. با این حال، شوهر ادعا کرد که همسرش در پشت‌بام خانه است. مأموران بلافاصله به پشت‌بام رفتند و در انباری آنجا زن جوان و دختر ۳ ساله‌اش را یافتند که در آنجا حبس شده بودند.

شواهد نشان می‌داد که شوهر این زن، آنها را از ۴۸ ساعت قبل در انباری پشت‌بام زندانی کرده و شرایط سختی را تحمل می‌کردند.

مرد جوان درباره این اقدامش گفت: «چند روز پیش پسرم را به یکی از اقوام سپردم و همسرم را در انباری حبس کردم. چون دخترم دائم بهانه مادرش را می‌گرفت، او را هم پیش مادرش بردم. مدت‌ها بود که با همسرم اختلاف داشتم و برای تنبیه او این کار را انجام دادم.»

بر اساس این گزارش، پس از نجات یافتن زن و دخترش، مرد بازداشت شد و تحقیقات در این پرونده همچنان ادامه دارد.