آقای نادعلی! موفقیت درخشان دختر هنرمند ایرانی در جشنواره ونیز؛ جشن بگیریم نه تأسف بخوریم
آقای نادعلی! موفقیت درخشان دختر هنرمند ایرانی در جشنواره ونیز؛ جشن بگیریم نه تأسف بخوریم



6 عصر؛ مهرداد خدیر – یک عضو شورای شهر تهران، علیرضا نادعلی، به جای آنکه بابت موفقیت چشمگیر بازیگر جوان و آینده‌دار سینمای ایران، لاله مرزبان، در جشنواره ونیز تبریک بگوید، به سخنان او درباره وضعیت زنان ایرانی خرده گرفته است. لاله مرزبان گفته بود: “زنان ایرانی برای کوچک‌ترین آزادی‌ها بیشترین هزینه‌ها را پرداخت می‌کنند” و این عضو شورا این اظهارنظر را تأسف‌آور دانسته است، زیرا به باور او، “مطالبات زنان به حجاب تقلیل یافته است”.

این عضو شورا اظهار داشته است: “بسیار مایه تأسف است که فردی به عنوان نماینده‌ای از جامعه هنری کشور در محفل بین‌المللی حاضر شود و مطالبات و مسائل اساسی زنان و مردان این سرزمین را تا سطح مسائل ظاهری و جزئی تنزل دهد؛ در حالی که دستاوردها، افتخارآفرینی‌ها و بالندگی بانوان ایرانی در ابعاد مختلف علمی، فرهنگی و هنری بر همگان آشکار است.”

وی سپس پرسیده است: “چرا در این تریبون‌ها هیچ اشاره‌ای به محاصره‌های ظالمانه اقتصادی، تحریم‌های سنگینی که معیشت مردم را هدف گرفته و جنایات استکبار علیه زنان و کودکان بی‌گناه در منطقه نمی‌شود؟”

در پاسخ به این واکنش عضو شورای شهر، می‌توان ده نکته را مطرح کرد:

1. در چنین مواقعی ابتدا باید تبریک گفت. چرا برخی از مسئولان ما حتی با بدیهی‌ترین امور ادب اجتماعی آشنا نیستند؟ بله، باید تبریک بگویند و تأسف نخوردند؛ مثل این است که به عروسی بروی و تسلیت بگویی، اینقدر بی‌ربط و ناموجه. وقتی نام این دختر را نمی‌آورید و فقط به بخشی از گفته‌هایش توجه می‌کنید، چگونه انتظار دارید هنرمندان جوان، ادبیات رسمی و خشک را تکرار کنند؟

چرا در برخورد با دیگران ادب کافی ندارید؟ چرا اینقدر بی‌ذوق هستید؟ هر کسی که دیدم، از وقار، زیبایی، متانت و موفقیت این دختر لذت برده است. شما چرا چنین نگاه مثبتی ندارید؟ گذشته‌ها به جای خطاب کردن خانم و بانو، می‌گفتند “خواهر”. شما نه نگاه پدرانه دارید و نه نگاه خواهرانه، بلکه مثل رقیب سیاسی برخورد می‌کنید؟ آن هم با یک دختر جوان و هنرمند.

2. دوره شورای شهر فعلی در سال 1404 به پایان می‌رسد و اگرچه با مصوبه‌ای ادامه می‌دهند، اما بسیاری معتقدند این شورا از نظر حقوقی و قانونی وجاهت ندارد. ادعای برگزاری انتخابات بعدی پس از پایان جنگ، بهانه‌ای برای کش دادن و استمرار شورایی است که با مدت‌زمان 4 سال و بدون امکان تمدید وکالت از شهروندان تهران انتخاب شده بود و حتی در آن انتخابات، اکثریت مردم تهران شرکت نکرده بودند. بنابراین شما نیز فقط یک شهروند عادی هستید و بر سر اعتبار حقوقی موقعیت فعلی‌تان شک و تردید وجود دارد.

علاوه بر این، این شورا حداقلی است و اگر لاله مرزبان در تهران حضور داشت، احتمالا به شما و همفکرانتان رأی نمی‌داد. پس بعد از پایان دوره قانونی شورا، نمی‌توانید با همان شدت سابق ادعای نمایندگی شورای شهر را داشته باشید؛ این موضوع را باید در نظر بگیرید. او نماینده جامعه هنری بود، اما آیا هنوز می‌توان شما را عضو شورای شهر دانست، در حالی که عمر شورا ۴ ساله بوده و به پایان رسیده است؟

3. هنرمند ایرانی بیان کرده زنان کشور برای کوچک‌ترین آزادی‌ها بیشترین هزینه‌ها را می‌پردازند. وقتی برای گرفتن گواهینامه رانندگی موتور سیکلت موانع بسیاری وجود دارد و در صورت تصادف از بیمه محروم هستند، آیا غیر از این است که برای کوچک‌ترین آزادی‌ها هزینه می‌دهند؟ آیا دختری که برای ورود به ورزشگاه جان خود را از دست داد، نمونه دیگری نیست؟ زنی که می‌خواهد جدا شود، اگر به ابزار مهریه متوسل نشود، چگونه می‌تواند حضانت فرزند را بگیرد؟ آیا این‌ها نشان نمی‌دهد که زنان برای کمترین آزادی‌ها بیشترین هزینه‌ها را می‌پردازند؟

4. شما پرسیده‌اید چرا مطالبات زنان به حجاب تقلیل یافته است؟ خودتان با قضاوت صرف بر اساس پوشش زنان و دختران، آن‌ها را تنها بر اساس ظاهرشان داوری کرده‌اید و اهمیتی به هنرمند بودن، تحصیل‌کرده بودن یا ورزشکار بودن آن‌ها نداده‌اید. جالب است که وقتی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم هم لاله مرزبان و هم ریما رامین‌فر لباس پوشیده اما متفاوت از کلیشه رسمی داشتند و حتی از نظر پوشش سر، پارچه حداقلی به سر داشتند تا در بازگشت به ایران دچار مشکل نشوند. وقتی از صبح تا شب دختران و زنان را بر اساس پوشش و سبک زندگی تهدید و قضاوت کنید، نتیجه همین است. البته خدا را شکر که به سخنان او گیر دادید و نه به حجابش، چون سر‌بندی داشت که بهانه‌گیران را خلع سلاح می‌کند، هرچند به خاطر رنگ مشکی آن باید دقت بیشتری شود.

5. لاله مرزبان یک هنرمند است و حق آزادی بیان دارد. او واقعیتی را بیان کرده است: زنان برای کوچک‌ترین آزادی‌ها باید مبارزه کنند، مانند گواهی‌نامه موتورسواری زنان.

یک طنزپرداز گفته است دختری که موهایش را رها کرده و موتور می‌راند و از تلگرام فیلتر شده استفاده می‌کند، سه جرم را همزمان مرتکب شده! قوانین شما آنقدر جرم‌انگارانه شده‌اند که برای رهایی از آن‌ها باید تلاش مضاعف کرد. به جای انتقاد از این هنرمند، قوانین را اصلاح کنید.

6. شما پرسیده‌اید چرا فلان نکته سیاسی گفته نشده؟ اولاً به عضو شورای شهر چه ارتباطی دارد؟ وظیفه شورای شهر و شهرداری ایجاد امکانات برای فعالیت هنری است تا بازیگر تئاتر مجبور نباشد در حمام عمومی قدیمی یوسف‌آباد تمرین کند. تازه همین امکانات هم در دیگر مناطق فراهم نیست و باید از شهرداری منطقه بابت آن قدردانی کرد.

7. آیا در جشنواره ونیز هم دست از سر مردم برنمی‌دارید؟ دوم اینکه وقتی به دو رئیس‌جمهور سابق کشور فحاشی می‌شود به خاطر درخواست صلح شرافتمندانه و پایان عزت‌مندانه جنگ، اگر این هنرمند جوان چنین تعابیری به کار ببرد، بیشتر مورد حمله قرار می‌گیرد و اگر مواضع مجریان و مداحان تلویزیون را تکرار کند، در اینستاگرام مورد توهین قرار می‌گیرد! پس انتظار دارید این هنرمند جوان و دور از سیاست موضعی اتخاذ کند که یا مجریان تلویزیون با ادب به او فحاشی کنند یا در اینستاگرام حامیان باادب‌تر جماعت برانداز؟

علاوه بر این، او به جشنواره ونیز رفته نه به اجلاس بریکس. سراپای او از وقار، متانت و زیبایی سرشار است و آیا این بهترین تبلیغ نیست تا دنیا ببیند با وجود جنگ و محاصره دریایی، کار فرهنگی و هنری در ایران فعال است؟

فکر می‌کنید تلویزیون‌های ماهواره‌ای که به دنبال ایجاد دوقطبی در جامعه ایران و القای توقف هنر و محدودیت بیشتر زنان هستند، از اعطای این جایزه به بازیگر داخلی خوشحال‌اند؟ چرا اینقدر به عمق سیاست توجه ندارید و انتظار دارید هنرمند عین مواضع سخنگوی دولت یا نماینده مجلس صحبت کند؟ به یاد داشته باشید آن طرف هم عده‌ای ایراد می‌گیرند که چرا درباره دی 1404 سخنی نگفتی و چرا فلان و بهمان را مطرح نکردی؟

8. لاله مرزبان جوان چه کند که امثال نادعلی چندان با هنر و ذوقیات آشنا نیستند و جهان را تنها از دریچه ایدئولوژی می‌بینند؟ کاش می‌گفت آخرین بار چه کتابی خوانده، به کدام نمایش رفته و چه فیلمی را دیده تا سخنان او بیشتر باور شود. اما حتی با همان نگاه ایدئولوژیک و تنگ‌نظرانه سیاسی، باید همین حضور و بی‌تعللی سیاسی او را به غلظت جعفر پناهی و رسول اوف ارج نهاد، نه اینکه خرده بگیرید!

9. هنرمند، کارمند وزارت خارجه نیست که بگویید در فلان محفل هنری چه بگوید و چه نگوید. باید تأسف خورد که دختران و زنان نسل جدید را اینقدر از خود دور کرده‌اید که ادبیات مشترک ندارید، و این گسست حتی در خانواده‌های کار به دستان هم مشاهده می‌شود.

10. البته آن شورای شهر که از نظر قانونی شبهه دارد، به خاطر پایان مهلت وکالت ۴ ساله، عضو خانمی هم دارد که بعید است یادگار سردار سلیمانی با ادبیات شما موافق باشد. کاش قبل از آنکه علیرضا نادعلی موضع منفی بگیرد، نرجس سلیمانی تبریک می‌گفت و هنوز هم دیر نشده که بگوید چرا این حقوق بدیهی را از دختران می‌گیریم تا ناچار باشند در فستیوال خارجی، سفره دل بگشایند؟

مهرداد خدیر

(آثار دیگر این نویسنده)