6عصر ؛ نهال موسوی – داستان پیرامون سریال «کلاغ» به کارگردانی محمدحسین مهدویان و رمان «مه و شب» اثر احمت اومیت، پیش از آنکه مربوط به یک کارگردان باشد، نمایانگر یک خلأ حقوقی و فرهنگی است که در عرصه حمایت از حقوق مؤلفان وجود دارد.
احمت اومیت، نویسنده ترک و خالق یکی از برجستهترین رمانهای پلیسی-سیاسی ادبیات معاصر ترکیه، در ویدیویی اعلام کرده است که از ساخته شدن سریالی بر اساس رمان خود بیاطلاع بوده و اولین بار این موضوع را از طریق بولتن فرهنگی سفارت ترکیه متوجه شده است.
او تصریح کرده که قصد دارد شکایت حقوقی به عمل آورد، اما پرسش اصلی این است که باید در کدام دادگاه و بر اساس کدام قانون حق خود را پیگیری کند.
در ایران قوانینی برای حمایت از پدیدآورندگان وجود دارد. قانون حمایت از حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب سال ۱۳۴۸ همراه با قوانین مکمل آن، آثار ایرانیان را محافظت میکنند.
اما ایران به کنوانسیون برن ملحق نشده و عضو هیچ یک از معاهدات بینالمللی حق مؤلف نیست و همچنین به موافقتنامه تریپس نپیوسته است.
این بدان معناست که نویسندهای که اثرش در ترکیه، فرانسه یا آمریکا منتشر شده، در نظام حقوقی ایران عملاً بیپناه و بیحمایت است. قانون کپیرایت در ایران تنها برای «خودیها» به رسمیت شناخته میشود و برای دیگران سکوت اختیار میکند.
این سکوت سالهاست که به بستری امن برای افرادی تبدیل شده که بدون پرسش و پرداخت حق، از دستاوردهای دیگران به نفع خود بهرهبرداری میکنند.

پیامدهای این وضعیت تنها نویسندگان خارجی را گرفتار نمیکند. وقتی حق مؤلف برای نویسندگان خارجی بیارزش است، در فرهنگ حرفهای کشور ما نیز به تدریج این ارزش برای همه کمرنگ میشود.
رماننویسان ایرانی هم که آثارشان را برای اقتباس به تهیهکنندگان میسپارند، در برابر رسمی قرار میگیرند که در آن اجازه گرفتن به مثابه یک تعارف است نه یک تعهد، و پرداخت پول، اعتبار و حتی درج نام نویسنده تابع حسن نیت طرف قدرتمندتر است.
از سوی دیگر، سریالی که زنجیره مالکیت حقوقی آن دچار نقص است، نمیتواند در بازار جهانی، جشنوارهها و پلتفرمهای معتبر عرضه شود، زیرا هیچ توزیعکنندهای حاضر نیست اثری را خریداری کند که هر لحظه احتمال دارد شکایت تازهای مطرح شود.
در نهایت چنین اتفاقاتی به اعتبار سینمای ایران آسیب میرساند و سازندگان متعهد و درستکار را نیز به حاشیه میراند.
میدانم که در پاسخ میگویند تحریمها و مشکلات مربوط به نقل و انتقال مالی، پرداخت حق اقتباس را دشوار میکند. این دشواری واقعیت دارد، اما به هیچ وجه توجیهی برای عدم پرسش نیست.
نامهای به ناشر یا نماینده حقوقی نویسنده هزینهای ندارد و یک توافق کتبی، حتی با روشهای غیرمستقیم پرداخت، همیشه بهتر از سکوت و بیاطلاعی است. هر کسی که واقعاً بخواهد از حقوق خود دفاع کند، راهش را پیدا میکند.
اکنون باید با آقای محمدحسین مهدویان صریحتر سخن گفت. درج عبارت «با نگاهی به رمان مه و شب اثر احمت اومیت» در تیتراژ، نه نشانه احترام است و نه رفع تکلیف، بلکه اعتراف به وامگیری از اثر است.
هیچ سریال یازده قسمتی با صرفاً «نگاهی» به یک رمان ساخته نمیشود. وقتی طرح داستان، شخصیتها و ساختار روایی از یک اثر اقتباس شده باشد، این کار اقتباس است و اقتباس در همه نظامهای حقوقی و عرف حرفهای، حق انحصاری صاحب اثر است.
ذکر نام منبع به معنای اعتراف به بدهکاری است و اجازه گرفتن به معنای قرارداد. کسی که وام را اعتراف میکند اما تسویه نمیکند، با ذکر نام از بدهکار بودن رها نمیشود. همچنین کارگردانی که بودجه، تیم حرفهای، پلتفرم پخش و مشاور حقوقی در اختیار دارد، نمیتواند ادعای بیخبر بودن داشته باشد.

خلأ قانونی هرگز مجوز اخلاقی نیست و شرافت حرفهای منتظر پیوستن به کنوانسیون برن نمیماند. نکته ظریف ماجرا عنوان تبلیغاتی سریال کلاغ بود که نوشته شده بود: یک نفر حواسش به تو هست!
تلخی ماجرا این است که مهدویان سالهاست خود را به عنوان یک سازنده سینمایی جدی، دغدغهمند و مدافع «غرور ملی» معرفی میکند. این ادعا با رفتاری که اثر یک نویسنده خارجی را مال بیصاحب بداند، همخوانی ندارد.
منتقدان نیز پیشتر به شیوه مواجهه مهدویان با متن رمان اشکال گرفتهاند و گفتهاند که چندصدایی رمان را به تکصدایی تبدیل کرده و ابهام آن را قطعیت بخشیده است. یعنی هم برداشتهایی از رمان شده و هم آنچه ارزشمند بوده، سطحینمایی شده است. این دو عامل، بدون اجازه و بیوفاداری، سنگینترین اتهام ممکن به یک اقتباس است.
این رفتار مهدویان نخستین بار نیست. محمود حسینیزاد، نویسنده رمان «بیست زخم کاری»، پس از پخش سریال «زخم کاری» اعتراض کرد که فصلهای بعدی این سریال نه اقتباس ادبی است و نه هنری و نه ادامهای بر رمانی که فصل اول آن بر اساس آن ساخته شده بود.
او گفته است رمانش «مُثله شده» و حتی بیان کرده که در تماس اولیه، مهدویان را با کارگردانی دیگر اشتباه گرفته است. نشر چشمه نیز در بیانیهای در سال ۱۴۰۰ از حذف نام کتاب و ناشر از تیتراژ سریال انتقاد کرده بود.
تفاوت این دو ماجرا واضح است. حسینیزاد نویسنده ایرانی است و در نظام حقوقی ما به طور معمول پناهگاهی دارد و به گفته خودش نیز اجازه داده بود.

با این حال، نتیجه هر دو مورد یکی است: نویسنده در حاشیه قرار میگیرد، نامش کمرنگ میشود و صدایش باید از طریق رسانهها به گوش دیگران برسد. الگوی تکراری این است که نویسنده با یک تماس تلفنی و درج نام در تیتراژ قانع میشود، و در غیر این صورت باید منتظر ماند تا ماجرا فراموش شود.
اکنون آنچه باید رخ دهد روشن است. آقای مهدویان و تهیهکنندگان «کلاغ» باید به طور علنی پاسخگو باشند، با احمت اومیت یا نمایندهاش تماس بگیرند و مسئولیت حقوقی و مالی این کار را بپذیرند.
صنعت نمایش خانگی و پلتفرمها نیز باید از این پس از هر تهیهکننده ای سند مالکیت اثر را طلب کنند، همانطور که قرارداد بازیگر و مجوز ساخت را دریافت میکنند.
نهادهای سیاستگذار فرهنگی باید تکلیف خود را با این خلأ روشن کنند، یا با پیوستن به معاهدات جهانی و یا حداقل با ایجاد سازوکاری داخلی برای رسمیت دادن به رضایتنامه نویسندگان خارجی. کشوری که میخواهد فرهنگ خود را صادر کند، باید بپذیرد که واردات فرهنگی آن نیز بیبها نیست.
پست احمت اومیت در صفحه اینستاگرامش:
وکیل من، آیدین قربان، مراحل قانونی برای مقابله با اقتباس تلویزیونی غیرمجاز از رمانم «مه و شب» در ایران را آغاز خواهد کرد. من در برابر این سرقت ادبی سکوت نخواهم کرد…

