دلار ۲۳۶ هزار تومان و طلا ۲۴ میلیون؛ بانک مرکزی چگونه بازار را کنترل کرد؟
دلار ۲۳۶ هزار تومان و طلا ۲۴ میلیون؛ بانک مرکزی چگونه بازار را کنترل کرد؟



بر اساس گزارش سایت طلا، بازار ارز و طلا در چند هفته گذشته یکی از پرنوسان‌ترین دوره‌های خود را سپری کرده است.

طبق آخرین قیمت‌های ثبت شده در روز شنبه ۲۱ شهریور، نرخ دلار آزاد در منابع مختلف بازار بین ۲۳۵ تا ۲۳۷ هزار تومان قرار دارد و برخی داده‌های لحظه‌ای نرخ حدود ۲۳۶ هزار و ۷۰۰ تومان را نشان می‌دهد.

قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز در محدوده ۲۴.۱ تا ۲۴.۳ میلیون تومان معامله می‌شود.

در بازار سکه نیز، قیمت‌ها همچنان در سطوح بالا باقی مانده است. منابع مختلف قیمت سکه امامی را بسته به ساعت ثبت نرخ، در بازه حدود ۲۳۹ تا ۲۴۴ میلیون تومان گزارش کرده‌اند که اختلاف این اعداد ناشی از نوسانات درون‌روزی و زمان متفاوت ثبت قیمت است.

افزایش قیمت‌ها در حالی به وقوع پیوسته که بانک مرکزی در همین بازه زمانی چند ابزار را برای مدیریت بازار به کار گرفته است.

وجه مشترک اقدامات اخیر را می‌توان در دو محور اصلی خلاصه کرد: افزایش و تسهیل عرضه ارز در شبکه رسمی و هدایت بخشی از تقاضای طلا و سکه از بازار فیزیکی به سمت ابزارهای مالی.

دلار در کانال ۲۳۰ هزار تومان؛ فشار فقط از داخل بازار ارز نیست

نمی‌توان قیمت فعلی دلار را صرفاً ناشی از کمبود اسکناس در بازار دانست. افزایش ریسک‌های سیاسی و اقتصادی، انتظارات تورمی و رشد تقاضای احتیاطی برای دارایی‌های امن همگی نقش مهمی در افزایش نرخ ارز ایفا کرده‌اند.

این عوامل کار بانک مرکزی را پیچیده‌تر کرده‌اند. سیاست‌گذار می‌تواند عرضه ارز را افزایش دهد یا تقاضای سفته‌بازانه را محدود کند، اما تا زمانی که انتظارات تورمی و ریسک‌های خارجی بالا باقی بماند، بخشی از تقاضای ارز ماهیت احتیاطی خواهد داشت.

نکته قابل توجه دیگر سرعت افزایش قیمت در یک ماه اخیر است. داده‌های بازار نشان می‌دهد دلار نسبت به حدود یک ماه پیش افزایش قابل ملاحظه‌ای داشته است. این رشد سریع می‌تواند تقاضای جدیدی ایجاد کند چرا که بخشی از خریداران نه بر اساس نیاز تجاری بلکه به دلیل ترس از گران‌تر شدن ارز وارد بازار می‌شوند.

طلا دو عامل اصلی دارد؛ دلار و اونس جهانی

وضعیت بازار طلا حتی پیچیده‌تر است. هر گرم طلای ۱۸ عیار اکنون بالای ۲۴ میلیون تومان قرار گرفته و به سقف‌های تاریخی خود نزدیک شده است.

اما نمی‌توان تمام افزایش قیمت طلا را به بازار ارز نسبت داد. طلا در ایران تحت تأثیر دو عامل اصلی است: نرخ دلار داخلی و قیمت اونس جهانی. بنابراین حتی اگر بانک مرکزی بتواند نوسانات ارز را کنترل کند، افزایش قیمت جهانی طلا می‌تواند بخشی از اثر آن را خنثی کند.

این موضوع حد و مرز قدرت سیاست‌گذار پولی در بازار طلا را نیز نشان می‌دهد. بانک مرکزی نمی‌تواند قیمت جهانی اونس را کنترل کند، اما می‌تواند روی دو متغیر داخلی یعنی نرخ ارز و میزان حباب ناشی از عرضه و تقاضای داخلی سکه تأثیر بگذارد.

حرکت اول؛ بازکردن مسیرهای جدید برای ارز صادرکنندگان

یکی از اقدامات اخیر بانک مرکزی به سمت افزایش عرضه ارز مربوط می‌شود. از تاریخ ۱۹ شهریور دو روش جدید برای رفع تعهد ارزی صادرکنندگان به اجرا درآمده که هدف اصلی آن تسهیل بازگشت ارز حاصل از صادرات است.

بر اساس این سازوکار، امکان عرضه اسکناس واردشده از محل صادرات در نمادهای اسکناس بازار ارز تجاری فراهم شده است. همچنین برای برخی تعهدات گذشته، فروش اسکناس ارز حاصل از صادرات به بانک مرکزی با عاملیت مؤسسات اعتباری و بر اساس نرخ ETS امکان‌پذیر شده است.

اهمیت این اقدام در کاهش اصطکاک بازگشت ارز است. هرچه صادرکننده مسیر ساده‌تر و اقتصادی‌تری برای عرضه ارز خود در شبکه رسمی داشته باشد، احتمال افزایش عرضه در بازار رسمی بیشتر خواهد بود. البته اثربخشی نهایی آن وابسته به حجم ارزی است که عملاً از این مسیر وارد بازار می‌شود.

حرکت دوم؛ بانک مرکزی سراغ تقاضای طلا رفت

در بازار طلا، سیاست متفاوتی اتخاذ شده است. بانک مرکزی به جای اینکه فقط سکه فیزیکی بیشتری وارد بازار کند، ابزاری جایگزین برای بخشی از تقاضای سرمایه‌ای ایجاد کرده است.

اوراق سلف موازی استاندارد تمام‌سکه از تاریخ ۱۸ شهریور عرضه شده است. این اوراق سررسید سه‌ماهه دارد و سازوکاری برای حداقل بازده ۷ درصدی آن در نظر گرفته شده است. هدف اعلام‌شده این ابزار، توسعه گزینه‌های سرمایه‌گذاری در طلا و کمک به کنترل نقدینگی بوده است.

منطق سیاست کاملاً روشن است: کسی که می‌خواهد از افزایش احتمالی قیمت سکه سود ببرد، دیگر الزاماً نباید همان لحظه وارد بازار فیزیکی شود. بخشی از این تقاضا می‌تواند به اوراق منتقل شود و فشار خرید مستقیم روی سکه کاهش یابد.

چرا اوراق سکه برای کنترل بازار اهمیت دارد؟

سکه برخلاف دلار یک ویژگی منحصر به فرد دارد؛ بخشی از قیمت آن می‌تواند از ارزش ذاتی طلای موجود در سکه فاصله بگیرد و به شکل حباب ظاهر شود. در دوره‌هایی که تقاضای سرمایه‌ای ناگهان افزایش می‌یابد، همین حباب می‌تواند به سرعت بزرگ شود.

عرضه ابزار مالی مبتنی بر سکه به بانک مرکزی اجازه می‌دهد بدون تحویل فوری حجم بزرگی از سکه فیزیکی، برای تقاضای موجود یک مسیر جایگزین فراهم کند. این اقدام به خصوص در دوره‌هایی که خریداران صرفاً برای حفظ ارزش دارایی وارد بازار می‌شوند، می‌تواند بسیار مؤثر باشد.

اما این ابزار نمی‌تواند مانع افزایش بنیادی قیمت سکه شود. اگر دلار یا اونس جهانی افزایش یابد، ارزش سکه نیز طبیعتاً بالا خواهد رفت. بنابراین اثر اصلی اوراق سلف را باید در مدیریت تقاضای سرمایه‌ای و کاهش حباب جست‌وجو کرد، نه تثبیت دستوری قیمت.

بانک مرکزی به جای تمرکز روی یک بازار، سه جبهه را هدف گرفته است

اگر مجموعه اقدامات اخیر کنار هم قرار گیرد، سه مسیر متفاوت قابل مشاهده است. در بخش ارز، سیاست‌گذار تلاش کرده مسیر بازگشت ارز صادراتی را تسهیل کند. در بازار طلا، ابزار مالی تازه‌ای برای جذب تقاضای سرمایه‌ای ایجاد شده و همزمان تلاش شده بخشی از نقدینگی به جای ورود مستقیم به بازار فیزیکی سکه در بازار رسمی جذب شود.

این تغییر از یک جهت بسیار مهم است. مقابله صرف با خرید و فروش ارز یا طلا معمولاً تقاضای موجود را از بین نمی‌برد و حتی ممکن است آن را به بازارهای غیررسمی منتقل کند. ایجاد ابزار جایگزین، به خصوص برای طلا، سعی دارد خود تقاضای حفظ ارزش دارایی را به یک مسیر قابل مدیریت هدایت کند.

اما ضلع سوم و تعیین‌کننده همچنان انتظارات است. حتی عرضه سنگین ارز و طلا نیز زمانی که بازار انتظار افزایش مستمر قیمت داشته باشد، ممکن است تنها برای مدتی فشار را کاهش دهد. تغییر پایدار روند نیازمند کاهش انتظارات تورمی و ریسک‌های مؤثر بر تقاضای احتیاطی است.

چرا با وجود این اقدامات قیمت‌ها هنوز بالاست؟

این شاید مهم‌ترین سوال در بازار باشد. اگر بانک مرکزی ابزارهای مختلفی را فعال کرده، چرا دلار همچنان حوالی ۲۳۶ هزار تومان و طلای ۱۸ عیار بالای ۲۴ میلیون تومان قرار دارد؟

پاسخ اول این است که بخش بزرگی از اقدامات تازه و جدید هستند و برای ارزیابی اثر آنها به زمان نیاز است. اوراق سلف سکه تازه وارد بازار شده و مسیرهای جدید رفع تعهد ارزی نیز تنها چند روز است که عملیاتی شده‌اند.

دلیل دوم به ماهیت شوک‌های بازار برمی‌گردد. اگر افزایش قیمت تنها ناشی از سفته‌بازی داخلی بود، افزایش عرضه می‌توانست با سرعت بیشتری بازار را آرام کند. اما وقتی انتظارات تورمی، ریسک‌های سیاسی و افزایش قیمت جهانی طلا همزمان فعال باشند، سیاست‌گذار با چند منبع افزایش قیمت مواجه است.

بنابراین موفقیت بانک مرکزی نباید صرفاً با بازگشت دلار یا طلا به قیمت‌های قبلی سنجیده شود. یکی از معیارهای مهم‌تر این است که آیا اقدامات جدید می‌تواند سرعت افزایش قیمت، حباب سکه و تقاضای هیجانی را کاهش دهد یا خیر.

اثرگذاری سیاست‌های بانک مرکزی به مهار انتظارات بستگی دارد

کامران رحیمی، کارشناس اقتصادی، در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس با اشاره به اقدامات اخیر بانک مرکزی گفت: مجموعه سیاست‌های اجرا شده در بازار ارز و طلا را باید در دو بخش افزایش عرضه و مدیریت تقاضا ارزیابی کرد.

به گفته وی، تسهیل بازگشت ارز صادراتی می‌تواند سمت عرضه بازار ارز را تقویت کند و انتشار اوراق سلف سکه نیز این ظرفیت را دارد که بخشی از تقاضای سرمایه‌ای را از بازار فیزیکی طلا و سکه خارج کند. با این حال، نتیجه این اقدامات بیش از حجم عرضه، به میزان استمرار آنها و تغییر انتظارات فعالان بازار بستگی دارد.

این کارشناس اقتصادی افزود: در شرایطی که انتظارات تورمی بالا است، افزایش عرضه می‌تواند جلوی جهش‌های هیجانی را بگیرد اما لزوماً نمی‌تواند روند قیمت را به تنهایی معکوس کند. اگر مردم و فعالان اقتصادی همچنان انتظار افزایش نرخ ارز داشته باشند، هر کاهش قیمت می‌تواند به فرصتی برای ورود تقاضای جدید تبدیل شود. بنابراین بانک مرکزی علاوه بر تأمین ارز باید بتواند انتظارات بازار را نیز مدیریت کند.

رحیمی درباره انتشار اوراق سلف سکه نیز توضیح داد: مزیت این ابزار این است که بانک مرکزی با اصل تقاضای مردم برای حفظ ارزش دارایی مقابله نمی‌کند بلکه برای آن یک مسیر رسمی ایجاد می‌کند. اگر بازار ثانویه این اوراق عمیق و نقدشونده شود، بخشی از افرادی که پیش از این برای سرمایه‌گذاری مجبور به خرید سکه فیزیکی بودند می‌توانند از این ابزار استفاده کنند. چنین اتفاقی می‌تواند فشار تقاضا و به ویژه حباب سکه را کاهش دهد، هرچند نمی‌تواند اثر افزایش دلار یا اونس جهانی را از بین ببرد.

وی تأکید کرد: معیار موفقیت بانک مرکزی صرفاً پایین آمدن چندروزه قیمت دلار یا سکه نیست. کاهش دامنه نوسانات، کوچک‌تر شدن حباب سکه، افزایش بازگشت ارز صادراتی و کاهش تقاضای هیجانی معیارهای مهم‌تری هستند. اگر سیاست‌های اخیر استمرار داشته باشد و همزمان انتظارات تورمی نیز کنترل شود، امکان آرام‌تر شدن بازار وجود دارد؛ اما اگر انتظارات افزایشی باقی بماند، این ابزارها بیشتر می‌توانند سرعت رشد قیمت‌ها را کاهش دهند تا اینکه به تنهایی جهت بازار را تغییر دهند.

نبرد بانک مرکزی با قیمت‌ها از عرضه به مدیریت تقاضا رسیده است

دلار در محدوده ۲۳۵ تا ۲۳۷ هزار تومان، طلای ۱۸ عیار بالای ۲۴ میلیون تومان و سکه حوالی ۲۴۰ میلیون تومان نشان می‌دهد که بازار ارز و طلا همچنان تحت فشار است.

در مقابل، بانک مرکزی در روزهای اخیر ترکیبی از ابزارها را فعال کرده است؛ از تسهیل بازگشت ارز صادراتی و ایجاد مسیرهای جدید عرضه ارز گرفته تا انتشار اوراق سلف سکه و انتقال بخشی از تقاضای طلا از بازار فیزیکی به بازار مالی.

نکته مهم این است که بانک مرکزی این بار فقط سمت عرضه را هدف نگرفته و تلاش کرده سمت تقاضا را نیز مدیریت کند. اوراق سکه نمونه بارز این تغییر است؛ سیاست‌گذار به جای اینکه به خریدار بگوید طلا نخرد، سعی می‌کند برای تقاضای حفظ ارزش پول مسیر رسمی جایگزینی بسازد.

با این حال، آزمون اصلی هنوز پیش روست. اگر بازگشت ارز صادراتی افزایش یابد، بازار ثانویه اوراق سکه عمق پیدا کند و همزمان انتظارات تورمی کاهش یابد، مجموع این اقدامات می‌تواند شدت نوسانات را کم کند. اما اگر انتظارات افزایش قیمت باقی بماند، ابزارهای بانک مرکزی بیشتر نقش ترمز سرعت رشد قیمت‌ها را خواهند داشت تا عامل بازگرداندن دلار و طلا به سطوح قبلی.