کشف راز قتل هولناک زن کوهنورد؛ قاتل اعتراف کرد: کشتمش و جسدش را آتش زدم (+عکس)
کشف راز قتل هولناک زن کوهنورد؛ قاتل اعتراف کرد: کشتمش و جسدش را آتش زدم (+عکس)



بر اساس گزارش روزنامه خراسان، داستان تکان‌دهنده این پرونده جنایی از آذرماه سال گذشته آغاز شد، زمانی که مردی ۴۳ ساله به پلیس آگاهی مراجعه کرد و برای یافتن مادر مفقودش درخواست کمک کرد. او به کارآگاهان دایره گمشدگان توضیح داد: «مادرم همواره با دوستانش به کوهنوردی می‌رفت اما از هفته گذشته دیگر به خانه بازنگشته است.»

این مرد افزود: «ما تنها با هم در خانه‌ای واقع در بولوار شهید صیاد شیرازی زندگی می‌کردیم و من فکر می‌کردم مادرم به تور کوهنوردی رفته باشد؛ اما وقتی غیبتش طولانی شد، نگران شدم و تصمیم گرفتم موضوع را به پلیس اطلاع دهم.»

شک پلیس نسبت به پسر زن مفقود شده

پس از ثبت گزارش مفقودی این زن میانسال، پرونده‌ای در پلیس آگاهی تشکیل و بررسی‌های تخصصی آغاز شد. مدتی بعد، کارآگاهان که به صورت نامحسوس رفتارهای پسر وی، «محمدعلی»، را زیر نظر داشتند، متوجه اضطراب و نگرانی بیش از حد او شدند، در حالی که خود او تمایل چندانی به پیشرفت تحقیقات پلیس نشان نمی‌داد.

به همین خاطر با دستور سرهنگ جواد بیگی، رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی، پرونده به دایره ویژه قتل عمد ارجاع شد تا توسط کارآگاهان ماهر جنایی به صورت دقیق‌تر بررسی شود.

اعترافات پسر زن مفقود، فرضیه جنایت را تقویت کرد

در این مرحله، سروان آرمین منفرد به عنوان افسر پرونده مأمور رسیدگی به پرونده شد و تحت نظارت مستقیم سرهنگ ولی نجفی، رئیس دایره قتل عمد آگاهی، تحقیقات ادامه یافت. در همین حین، اظهارات پسر دیگر زن مفقود، فرضیه وقوع جنایت را قوی‌تر کرد.

این پسر که برای کسب اطلاعات درباره ناپدید شدن مادرش به پلیس مراجعه کرده بود، گفت: «من به دلایلی با برادرم ارتباط نداشتم، اما وقتی شنیدم مادرم گم شده، برای پیگیری موضوع به پلیس آمدم.»

او در پاسخ به سوال افسر پرونده درباره رابطه محمدعلی با مادرشان گفت: «مادرم به خاطر رفتارهای نامناسب و دور از شأن خانوادگی برادرم بسیار ناراضی بود. او رفیق‌بازی می‌کرد، سگ‌گردانی داشت و حیوانات زیادی به خانه می‌آورد که باعث رنجش مادرم می‌شد. همچنین برادرم بسیار بداخلاق بود و مادرم از او رضایت نداشت.»

وی ادامه داد: «یک بار مادرم به من پول داد تا منزلی مجردی برای برادرم رهن کنم تا کمی آرامش داشته باشد. من این کار را انجام دادم اما برادرم آن خانه را هم تبدیل به محل رفیق‌بازی‌اش کرد و بعد از مدتی دوباره به خانه مادرم بازگشت. مادرم به خاطر بداخلاقی‌های برادرم خیلی سختی کشید، به خصوص که بعد از جدایی والدین، او ما را با زحمت بزرگ کرده بود.»

ازدواج ناگهانی محمدعلی با دختری که مادر مخالفش بود

این اظهارات باعث شد ذهن کارآگاهان بیشتر به سمت وقوع جنایتی پنهانی سوق پیدا کند. آنها دریافتند که محمدعلی در سال ۱۳۸۶، زمانی که در یکی از دانشگاه‌های شمال کشور تحصیل می‌کرد، با دختری آشنا شده بود که مادرش با ازدواجش مخالفت کرده بود.

اکنون، پسر ۴۳ ساله پس از ۱۸ سال به آن دختر مراجعه کرده و بدون حضور هیچ‌کدام از اطرافیان، با او عقد کرده و او را به خانه مادری‌اش آورده بود.

استفاده محمدعلی از خودروی مادر پس از ناپدیدی وی

یکی دیگر از دلایل قوی فرضیه جنایی، حساسیت زیاد مادر نسبت به خودرویش بود که برادر محمدعلی به آن اشاره کرد و به کارآگاهان گفت: «مادرم خیلی مراقب خودرو بود و هرگز آن را در اختیار کسی نمی‌گذاشت.»

او افزود: «حتی وقتی خودرو نیاز به تعویض روغن داشت، خودش کنار من می‌نشست تا به تعمیرگاه ببرم.» اما بررسی‌های نامحسوس نشان داد که پس از ناپدید شدن مادر، محمدعلی با همین خودرو تردد می‌کند و از آن به خوبی مراقبت نمی‌کند.

بازداشت پسر زن مفقود شده

با کامل شدن پازل اتهامات علیه فرزند ناسازگار، پرونده از حالت فقدانی به جنایی تغییر کرد و کارآگاهان موضوع را به قاضی دکتر صادق صفری، قاضی ویژه قتل عمد مشهد، اطلاع دادند. وی که در شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب فعالیت می‌کند، پس از مشاهده گزارش دایره جنایی، بلافاصله تأیید کرد که پرونده باید به صورت جنایی پیگیری شود.

بدین ترتیب، محمدعلی پس از تکمیل تحقیقات نامحسوس، بازداشت شد، اما ادعا می‌کرد که برخی از بستگانش با مادرش اختلاف داشتند و تلاش می‌کرد مسیر تحقیقات را به سمت آنها منحرف کند.

قاتل

با این حال، کارآگاهان تحت هدایت قاضی صفری تحقیقات نامحسوس را ادامه دادند و متوجه شدند افرادی که محمدعلی از آنها نام برده بود هیچ انگیزه‌ای برای ارتکاب جنایت نداشتند. بنابراین تمام سرنخ‌ها به محمدعلی ختم می‌شد و او تنها مظنون پرونده بود.

اعتراف به قتل و آتش زدن جسد

پس از چند روز بازداشت، سرانجام مدارکی دال بر وقوع جنایت به دست آمد و متهم تحت بازجویی‌های فنی قرار گرفت. او زمانی که در برابر پرسش‌های دقیق و فشارهای کارآگاهان گرفتار شد، ناگزیر به اعتراف پرداخت و گفت: «آن روز که بسیار عصبانی بودم، با بطری شیشه‌ای به سر مادرم ضربه زدم و او را کشتم. وقتی فهمیدم دیگر نفس نمی‌کشد، جسدش را داخل خودرو گذاشتم.»

محمدعلی ادامه داد: «از ترسی که وجودم را فرا گرفته بود نمی‌دانستم جسد را کجا ببرم، به همین خاطر به سمت جاده چناران رفتم و او را در بیابان رها کردم. چون می‌ترسیدم پلیس مرا مظنون کند، همان بطری مشروبات الکلی را روی جسد ریختم و آتش زدم. سپس بدون اینکه به جسد نگاه کنم، سوار خودرو شده و به مشهد بازگشتم. مدتی بعد با طرح نقشه‌ای که مادر را به کوهنوردی رفتن متهم می‌کردم، به پلیس رفتم و گم شدن او را گزارش دادم تا خودم شاکی باشم.»

این متهم پیش از این اعتراف، روز قبل توسط قاضی دکتر صادق صفری در بازداشتگاه پلیس مورد ارشاد و راهنمایی قرار گرفته بود تا راز قتل مادرش را پنهان نکند.

بنابراین، پس از یک شب درگیری وجدان، بالاخره روز گذشته به اعتراف پرداخت و راز جنایت هولناک خود را فاش ساخت. ساعاتی بعد، کارآگاهان با دستور قضایی و با راهنمایی متهم به سمت بزرگراه آسیایی رفته و بقایای جسد زن میانسال را کشف کردند.