به گزارش سایت طلا، بازار ارز باوجود افزایش عرضه و اقداماتی که بانک مرکزی طی ماههای اخیر انجام داده است، هنوز ثبات کافی پیدا نکرده است. دلار از محدودههای قیمت قبلی عبور کرده و هر بار که سیاستگذار به منظور افزایش عرضه وارد بازار میشود، پس از یک وقفه کوتاه مدت، تقاضا مجدداً جان میگیرد.
این رفتار نشان میدهد که مشکل بازار ارز صرفاً کمبود دلار نیست. بخشی از تقاضایی که امروز وارد بازار میشود، نه برای واردات و تجارت بلکه برای حفظ ارزش پول و فرار از ریسکهای آینده شکل گرفته است. همین نکته تفاوت میان «تزریق ارز» و «کنترل بازار ارز» را مشخص میکند.
دلار عرضه میشود، اما تقاضا پایان نمییابد
بانک مرکزی در ماههای گذشته تلاش کرده است تا سمت عرضه را تقویت کند؛ از جمله با عرضه ارز تجاری، بازگشت ارز صادراتی و اختصاص منابع ارزی و استفاده از ابزارهای نوین برای تأمین نیازهای بازار.
این اقدامات میتوانند در مقاطع حساس از جهش قیمت جلوگیری کنند. در بازاری که با موجهای هیجانی روبرو است، اهمیت این موضوع بسیار بالاست، زیرا مانع میشود که فاصله بین عرضه و تقاضا به سرعت به یک جهش بزرگ تبدیل شود.
اما یک سؤال مهمتر مطرح است: پس از عرضه ارز، چه اتفاقی میافتد؟ اگر تقاضا دوباره بازگردد، این به معنای بیفایده بودن عرضه نیست، بلکه نشان میدهد یک عامل دیگر همچنان فعال است که اجازه نمیدهد اثر عرضه پایدار بماند. این عامل باید در سمت تقاضا جستجو شود.
تقاضای امروز، الزاماً تقاضای تجاری نیست
بخشی از فعالان اقتصادی زمانی وارد بازار ارز میشوند که هنوز نیاز فوری به ارز ندارند. آنها خرید میکنند چون نگرانند که چند هفته یا چند ماه بعد قیمت بالاتر رود. در این وضعیت، خود خبر افزایش نرخ ارز موجب ایجاد تقاضای جدید میشود.
کسی که تا دیروز قصد خرید ارز نداشت، با دیدن افزایش قیمت به این نتیجه میرسد که اگر امروز نخرد، فردا باید با قیمت بالاتری خرید کند. همین تصمیم، تقاضای جدیدی ایجاد میکند و فشار افزایش قیمت را بیشتر میکند.
بدین ترتیب، بازار وارد چرخه معیوبی میشود؛ افزایش قیمت نگرانی ایجاد میکند، نگرانی باعث جلو افتادن خرید میشود و خرید بیشتر، قیمت را بالاتر میبرد.
تا زمانی که این چرخه شکسته نشود، هر اندازه عرضه ارز افزایش یابد، نهایتاً با تقاضای تازهای روبرو خواهد شد.
2 میلیارد دلار باید «زمان بخرد» نه فقط «دلار بفروشد»
عرضه منابع ارزی در حجم بالا میتواند فرصت مهمی برای سیاستگذار ایجاد کند؛ فرصتی برای خارج کردن بازار از حالت هیجانی و امکان اثرگذاری سیاستهای مکمل.
اما مشکل زمانی آغاز میشود که تمام بار سیاست ارزی بر دوش ذخایر بانک مرکزی گذاشته شود.
در این شرایط، هر بار که قیمت بالا میرود، انتظار بازار این است که بانک مرکزی دوباره وارد شود و ارز عرضه کند. این انتظار به تنهایی نمیتواند بازار را برای مدت طولانی آرام نگه دارد.
بهتر است منابع ارزی در دوره التهاب به شکل هدفمند استفاده شوند؛ یعنی در جایی که کمبود واقعی یا رفتار هیجانی میتواند به جهش قیمت منجر شود. همزمان باید از این فرصت برای کاهش تقاضای سفتهبازی و اصلاح انتظارات بهره برد.
به زبان ساده، ارز باید برای سیاستگذار «زمان بخرد» تا اصلاحات دیگر انجام شود، نه اینکه تنها به عنوان ابزار دفاعی بازار مورد استفاده قرار گیرد.
نسخه دوم بازار ارز، کنترل نقدینگی است
نکته مهم دیگر این است که دلار در نهایت از جیب ریالی خریده میشود. تا زمانی که حجم بالایی از نقدینگی در اقتصاد در گردش باشد و نگهداری ریال برای مردم و بنگاهها جذاب نباشد، بخشی از این پول به داراییهایی خواهد رفت که تصور میشود ارزش خود را بهتر حفظ میکنند.
ارز یکی از این بازارهاست؛ همچنین طلا و برخی داراییهای دیگر نقش مشابهی دارند. بنابراین اگر قرار باشد بازار ارز واقعاً آرام شود، سیاست پولی باید بخشی از راهکار باشد.
کنترل رشد نقدینگی، کاهش ناترازی بانکها و محدود کردن خلق اعتبار بیپشتوانه، اقداماتی هستند که اثر آنها در کوتاه مدت دیده نمیشود، اما بدون انجام اینها فشار تقاضا میتواند دوباره به بازار ارز بازگردد.
نرخ سود را نیز نمیتوان از معادله حذف کرد
وقتی تورم بالا باشد و اختلاف آن با نرخ سود زیاد باشد، نگهداری ریال برای بخشهایی از جامعه جذابیت خود را از دست میدهد.
البته راهکار افزایش ناگهانی نرخ سود به سطوح بسیار بالا نیست، زیرا چنین تصمیمی میتواند هزینه تأمین مالی برای تولید را افزایش دهد و فشار بیشتری به بانکهای ناتراز وارد کند.
موضوع اصلی اصلاح تدریجی رابطه میان نرخ سود و تورم است به گونهای که بازار احساس نکند نگهداری ریال به معنای از دست دادن قطعی قدرت خرید است.
اگر این رابطه اصلاح نشود، حتی پس از دورهای آرامش در بازار ارز، بخشی از نقدینگی دوباره به سمت ارز و طلا هدایت خواهد شد.
بازار پوشش ریسک میتواند بخشی از تقاضا را حذف کند
یکی از خلأهای مهم بازار ارز، محدود بودن ابزارهایی است که فعال اقتصادی بتواند به کمک آنها نرخ آینده ارز را مدیریت کند.
واردکنندهای که نمیداند سه ماه دیگر ارز را با چه نرخی تهیه خواهد کرد، ممکن است برای احتیاط زودتر وارد بازار شود. صادرکننده نیز با همین عدم قطعیت مواجه است.
اگر ابزارهای پوشش ریسک ارزی توسعه یابند و فعال اقتصادی بتواند بخشی از ریسک آینده خود را از طریق قراردادهای شفاف مدیریت کند، بخشی از تقاضای احتیاطی از بازار نقدی حذف خواهد شد.
این اتفاق میتواند بدون نیاز به فروش روزانه دلار بیشتر توسط بانک مرکزی، فشار بازار را کاهش دهد.
بازگشت سریعتر ارز صادراتی به بازار ضروری است
در سمت عرضه نیز هنوز جای پیشرفت وجود دارد. ارز صادراتی یکی از مهمترین منابع ارزی کشور است و هرچه فاصله زمانی میان صادرات و بازگشت ارز بیشتر شود، بازار در زمان التهاب فشار بیشتری را متحمل خواهد شد.
راهحل تنها افزایش فشار بر صادرکنندگان نیست. اگر مسیر بازگشت ارز ساده، شفاف و از نظر اقتصادی قابل پیشبینی باشد، انگیزه بازگشت نیز بیشتر خواهد شد.
سیاستگذار میتواند به جای اینکه هر بار در زمان کمبود به دنبال منابع جدید باشد، کاری کند که ارز حاصل از صادرات با سرعت و هزینه کمتر به چرخه رسمی اقتصاد بازگردد.
این بخش از سیاست ارزی شاید کمتر از فروش دلار دیده شود، اما برای پایداری عرضه ارز بسیار حیاتی است.
نظارت بانکی باید به جای ایجاد ترس، مسیر پول را شفاف کند
اقدامات بانک مرکزی برای شناسایی تراکنشهای غیرعادی و مقابله با استفاده نامتعارف از شبکه بانکی نیز بخشی از این پازل است. اگر منابع بانکی به شکل غیرشفاف وارد بازار ارز و سایر بازارهای دارایی شوند، کنترل بازار سختتر میشود.
نظارت زمانی مؤثرتر است که فعال اقتصادی بداند چه رفتاری مجاز است و چه رفتاری تخلف محسوب میشود. قواعد روشن و اجرای یکسان آنها میتواند هم جریان پول را شفافتر کند و هم از ایجاد تقاضای غیرعادی در بازار جلوگیری نماید.
بازار بیش از دلار، به «قابل پیشبینی بودن» نیاز دارد
بخش مهمی از رفتار امروز بازار ارز به انتظارها و آینده مربوط است. اگر فعال اقتصادی بداند که سیاستگذار در برابر شوکهای ارزی چه برنامهای دارد، روش تأمین ارز چگونه است، صادرکننده با چه قواعدی ارز خود را بازمیگرداند و سیاست پولی در ماههای آینده چه مسیری را دنبال میکند، انگیزه خرید احتیاطی کاهش پیدا خواهد کرد.
برعکس، هرچه ابهام بیشتر باشد، رفتارها محافظهکارانهتر میشود. در چنین بازاری حتی یک خبر سیاسی یا اقتصادی میتواند حجم بزرگی از تقاضا را جابهجا کند. بنابراین مدیریت انتظارات نباید به انتشار چند خبر یا مصاحبه محدود شود؛ بازار به یک برنامه روشن و استمرار آن نیازمند است.
راه مهار دلار از یک کانال نمیگذرد
واقعیت بازار ارز این است که یک سیاست به تنهایی نمیتواند همه مشکلات آن را حل کند. بانک مرکزی برای کنترل التهابهای کوتاهمدت به ذخایر و امکان مداخله نیاز دارد. برای کاهش فشار میانمدت باید رشد نقدینگی و ناترازی بانکها را مهار کند. برای کاهش تقاضای احتیاطی باید ابزار پوشش ریسک و بازارهای رسمی را توسعه دهد. برای تقویت عرضه نیز بازگشت ارز صادراتی باید سریعتر و کمهزینهتر شود.
علاوه بر اینها، کاهش ریسکهای بیرونی و بهبود چشمانداز تجارت خارجی میتواند بخش مهمی از تقاضایی که صرفاً از ترس آینده شکل گرفته را از بازار خارج کند.
بنابراین مسئله امروز این نیست که بانک مرکزی باید ارز بفروشد یا نفروشد، بلکه این است که فروش ارز چگونه باید در کنار سایر سیاستها قرار گیرد تا هر مداخله فقط چند روز زمان نخرد و سپس بازار دوباره به نقطه اول بازنگردد.
اگر عرضه ارز با کنترل نقدینگی، اصلاح تدریجی نرخ سود، ساماندهی بانکها، بازگشت سریعتر ارز صادراتی، ابزارهای پوشش ریسک و یک سیاست ارتباطی روشن همراه شود، مداخله ارزی میتواند اثر بسیار بیشتری داشته باشد.
در این صورت، هدف دیگر پایین آوردن مصنوعی قیمت دلار برای چند روز نخواهد بود؛ بلکه هدف، کاهش انگیزهای است که مردم و بنگاهها را به خرید ارز وادار میکند.
بازار ارز زمانی آرام میشود که خرید دلار از یک «واکنش به ترس از آینده» به یک تصمیم اقتصادی مشخص تبدیل شود. این همان نقطهای است که سیاست ارزی میتواند از مدیریت التهاب به مدیریت پایدار بازار پیش رود.
انتهای پیام/
